حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
225
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
باسحاق بن احمد عمّ او بود از اسحاق گرفت و اسحاق را باسيرى ببخارا آورد . واقعهء عمدهء امارت احمد يكى لشكركشى اوست بدست ابو العبّاس محمّد بن صلعوك حكمران رى و ابو الفضل محمّد بن عبيد الله بلعمى وزير مشهور پدرش بطبرستان و قيام ناصر كبير علوى بر عمّال سامانيان در 301 و راندن ايشان از طبرستان كه تفصيل آن در صفحات 120 - 121 ذكر شده ديگر فتح سيستان بدست سرداران معروف سامانى حسين بن على مرورودى و سيمجور دواتى در آخر سال 298 و دفع انقلاب آن ولايت در سال 300 و فتح مجدّد آنجا كه شرح آن را نيز در صفحات 214 - 216 بيان كردهايم . احمد بر خلاف پدر مردى ضعيف النّفس بود و به كار ملك زياد توجّهى مبذول نميداشت و به شكار بيشتر مايل بود تا براندن مصالح كشور به همين جهت تدبير امور بيشتر بدست ابو الفضل بلعمى و سران سپاهى مانند حسين بن على مرورودى و سيمجور ميگذشت . چنين مشهور است كه چون نامهء ابو العبّاس محمّد بن صلعوك والى طبرستان داير بر قيام ناصر كبير به او رسيد چنان متزلزل شد كه از خدا طلب مرگ كرد و از قضا در همان ايّام هم در شكارگاه چند تن از غلامان در جمادى الاخرى سال 301 او را كشتند و به همين علّت پس از قتلش بر او نام امير شهيد نهادند . 3 - نصر بن احمد ( 301 - 331 ) چون احمد بن اسماعيل كشته شد پسرش نصر هشت ساله بود . بزرگان و امراى سامانى بر امارت او اتّفاق كردند و ابو عبد اللّه جيهانى بوزارت او منصوب شد و زمام كارها را در دست خود گرفت .